onCopy=”return false” onPaste=”return false”


راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

سفر

 

"خدا حافظ "

من از این واژه بیزارم

من از تکرار جان کندن

سکوتِ مرگ را خوردن

نفس پشت نفس مردن

تنِ بی خاصیت بردن

صدای مویه ی خاموش بشنیدن،گریزانم

من از نبضِ زمانِ بی تفاوت ماندنم

بیزارِ بیزارم

از آن ساعت که شاید هیچ کس انگار با من نیست

در من نیست

من پوچم

و بارم پر شده از بغض، از فریاد، خداحافظ

گریزانم

من از تاریکی این صبح

از گرمای این آغوش

که من را می کِشد

سوی دوباره رفتن و رفتن،

سفر کردن

گریزانم

خدا را

من درختان را

زمین و آسمان را

این خیابان را سفارش می کنم

پیش تو باشند و بمانند و پرستارت شوند

آیا که من برگردمُ

یک بار دیگر ....

چگونه باید این احساس را گفتن

که من بیزارِ بیزارم

من از تکرار بی روحم سفر کردن گریزانم

 

 

   + نسیم صالحی ; ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()
----------------------------------------------------