onCopy=”return false” onPaste=”return false”


راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

تورا به پوست اندازی وجودم میهمان می کنم

 تورا به پوست اندازی وجودم میهمان می کنم

نو خواهم شد از این خاک غریب

آب و رنگ خواهم گرفت

زین چهرهءخاک گرفته خواهم رفت

اگر ستاره های کور این شهر بگذارند،هذیان خوشبختی را شعر خواهم کرد

می نویسم تا بدانی

پرنده ها به  پرواز دل نمی بندند

انگار قفس اجباریست

برف می بارد بیشتر از آنچه آرزو داشتم

می روم هر طرف که ضربه های  باد بیشتر باشد

سونات تنهاییت را گوش می کنم

دو ،سه بار

نه

بیشتر ،تا آخر برف

برف پایان ندارد

زیر لب می گویم 

در تارهای صدایش راز کدام چکاوک نهفته است که سوز می خواند

می روم و فراموش می کنم صدایت آشناست

می روم وشعر حفظ می کنم

باید بروم مثل همیشه رفتن ها

فکر هایم باید در برف بمانند

 

   + نسیم صالحی ; ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()
----------------------------------------------------