onCopy=”return false” onPaste=”return false”


راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

بازگشت

 

شاد خواهم شد

شاد خواهم ماند

برای روز دیدار مادرم

برای آغوش گرم بی واسطۀ پدرم

برای خنده های عمیق میانمان

فقط نمی دانم اشکهایم را چه کنم؟

فقیر ترازآنم که جزگریه هایم برایتان چیزی داشته باشم

چه خواهد گذشت بر این تنه تافته که دوریتان آتشفشانش ساخته

اشک نخواهم ریخت

برایتان خواهم خندید

اما

آیاشما می خندید به خنده های ساختگیم؟

نه خوب می شناسمتان 

پس باید چمدانم رابرایتان پرکنم ازلحظه ها،حرف ها،سکوت ها

نگاه ها،نگاه ها،نگاه ها

وتلخ ها

چمدانم سنگین شد

تلخ ها را کم می کنم وفقط برایتان خواهم خندید

مثل روزهای خوب کودکیم

 

   + نسیم صالحی ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()
----------------------------------------------------