onCopy=”return false” onPaste=”return false”


راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مردم شهر من امروز نفس کم دارند

پشت سدهای سیاه که به خون بسته شدند

عشق یعنی مردن

حرف یعنی زندان

آرزو

وای چه معنای غریبی دارد

پشت سدهای سیاه که به خون بسته شدند

مادران داغ به دل

شمع روشن کردند

وبه آن مرگ فجیح که شبیه وهم است

با نگاهی گریان ،بهت زده می نگرند

پشت سدهای سیاهی که به تزویر و ریا بسته شدند

مردم شهر من امروز همه خونین اند

مردم شهر من امروزهمه غمگین اند

مردم شهر من امروز نفس کم دارند

مردم شهر من امروز خدا می خواهند

وای، ای وای خدا

تو کجا خوابت برد که در آن سوی زمین همه یکریز تو رامی خوانند

وتو پاسخ ندهی،گوش کنی

راه بگشای خدا

مردم شهر من امروز نفس کم دارند

مردم شهر من امروز تورا می خوانند

کاش ایران من آن سبزغریب

که دلش پر درد است

لحظه ای می خندید


   + نسیم صالحی ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()
----------------------------------------------------