onCopy=”return false” onPaste=”return false”


راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

فقط یک لحظه با من باش

نمی دانم سکوت گاه بی گاه لبانم چیست؟

نمی دانم تلاطم های رنجور نگاهم چیست؟

نمی دانم من از امواج یک طوفان چه می خواهم؟

نمی دانم من ازدنیای انسانهای بی قانون چه می خواهم؟

نمی دانم عدالت چیست یا تعریف آن از کیست؟

نمی دانم بساط این همه بی شرمیِ انسانیت از کیست؟

نمی دانم چراادراک عشق من چنین گنگ است؟

نمی دانم چراموسیقی قلبم کمی کند است؟

 

خدایا

من فقط می دانم این را یک تباهی نزد من

"این خانه ی سر تا به پا تاریکُ تو در تو و سرد و نیمه جان"

مانده

من فقط آگاهم از این دست های کم توانم

 که زند نقشی به روی بومُ بسپارد به یاد دیگران این خاطراتِ تلخِ همرنگم 

نه دیگر هیچ

نه دیگر سازی از من یا که آوازی

نخواهی دید

که من بیگانه گشتم با نوای سازُ ضربم

بی که خود یک لحظه غافل باشم از یادش

 

خدایا

آن نشاط روز های خوب و گرم و آتشینم کو؟

آن همه شور و شعف های کلامم کو؟

آن سراسر خنده های گیج وگنگ و مست وبی پایان من ...

ای وای باید بگذرد دنیا

که من آرام گردم

زین همه بود و شدن ها و شکایت ها

 

خدایا

نیک می دانی، من این گردونه ی رنگین دنیا را

به تو بخشیدم و چیزی نمی خواهم

فقط یک لحظه با من باش

در آن ساعت که بی تابیِ من پایان نمی یابد.

 

 

   + نسیم صالحی ; ٥:۳٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٢ شهریور ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()

نامه

یگانه ترین دوست من سلام

هم صدای دقایق دور من سلام

داستان خوب به یاد مانده ام سلام

چقدر دوریم از هم

یک سال نوری یا یک نیم کره یا هیچ؟

به یاد آوردن تو

مرا می برد تا ژرفای حس خوب آرامش

و برف هایی که تا آمدن من وتو می باریدند

جاده های پر پیچ و خم

روز هایی که مخفیانه می رفتیم

بدون ترس ا ز

 مردن

فهمیدن 

 دعوا کردن

تویی که برای پر کردن لحظات یخ زده من 

 گرمای وجودت را به میان می آوردی

دوست خوب ثانیه های داغ دیدهء من سلام

بی همتا ترین دوست من سلام

برای گفتن دلتنگی هایی که بین من و تو گذشت

بگو از کجا واژه پیدا کنم؟

راستی که تو هیچ گاه نفهمیدی

چقدر به روز های بودنت که قدر ندانستم افسوس خوردم

تو را دوست دارم، دوست دارم، دوست دارم

تو را و تمام خاطراتت را

اشک هایم را جمع می کردی

خوشحالم می کردی

برایم بی دلیل هدیه می آوردی

گل و شکلات

و من هیچ گاه

نه لیاقت جمع کردن اشک هایت را داشتم

نه برای خوشحالیت چیزی

و هدیه هایم که همیشه دلیلی داشتند

دوست خوب من

امروز که می خوانم

نوشته های زیادت را

به خود نفرین می فرستم

چقدر می نوشتی تا آرامم کنی!

دست هایت را چگونه فراموش کنم که برای یاریم همیشه دراز بود؟

آمدن هایت را چگونه؟

جاده ها را می آمدی، خاطره چراغ ها را برایم می آوردی

برای گفتن تنها واژه "تولدت مبارک"

چند افسوس بخورم که برای بهترین همزادم هیچ نداشتم

 چه خوب برایم معنی کردی

واژه دوستی را

که بعد از تو هیچ کس را دوست نمی بینم

چگونه تو را به انسانها بسپارم؟

که تو

هیچ گاه انسان نبودی

تو را به خدا می سپارم،

تو را به خدا می سپارم،

تو را به خدا می سپارم.

 

 

   + نسیم صالحی ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()

می خواهم عاشق شوم

می خواهم جادوی عشق را تجربه کنم

عاشق شوم

بار دیگر و بارهای دیگر

این بار انسان نباشد

پاهایم باشند

در این تاریکی که تو هیچگاه احساس نخواهی کرد

من تجربه می کنم تمام نادیدنی هایم را

میخواهم تنها و تنها سرم از زمین بیرون باشد

گردنم هم

نفس می کشم خفقان ثانیه هایی را که برای تمام شدنشان جان گرو گذاشتم

می خواهم عاشق این لحظه ها باشم

لحظه هایی که هیچ چیز برای دلخوشی ام کافی نیست

و فقط دوست دارم از خستگی هایم بنویسم

و نه دیگر هیچ

صدایی می شنوم

از پاهایم

صدا نیست، سوزش است

شاید یاد آور بیماریِ گنگ خواب آلوده من باشد

می خواهد بیدارشود

خمیازه هایش را من احساس می کنم

وهمچنان از درون می سوزم

باید عاشقش کنم تا بخوابد و مرا آزار ندهد

او هم خسته است

ومثل من نمیداند در این وادی نا آرام، به دنبال چه می گردد

باید منتظر صبح بمانم

صبح شود برای ابرها تعریف خواهم کرد دیشب بر من چه گذشت

راستی تو این را هم نمی دانی

ابر های اینجا برای ساز های ناهماهنگ دل من می رقصند

من از خود فارغ می شوم

نگاه می کنم نگاه می کنم

آرزو های  تکراری

ای کاش بر روی آنها خانه ایی داشتم

از آن به تو نگاه می کردم و تنها به تو

راستی تو هنوز زنده ایی؟

به حرف های شبانه من گوش می کنی؟

باید بخوابم

و باور نکنم تویی وجود داشتی

پاهایم می سوزند

باید بخوابم و به هیچ چیز فکر نکنم

باید بخوابم و منتظر آمدن صبح نمانم

خودش می آید

او هیچ گاه مرا منتظر نمی گذارد.

 

   + نسیم صالحی ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()
----------------------------------------------------